از ماست که بر ماست!

ModibA.persianblog.ir

چون حوصله نداشتم ، رو این عکس کار نکردم ...

 

تا ساعت 2 بعد از ظهر حالم خوب بود و شاد و شنگول تو خونه می چرخیدم و ... ولی بعد ساعت 2 که خبر سقوط توپولف 7908  رو با سرنشیناش شنیدم ، حالم یه جور دیگه ای بود...

دیگه اوم مصطفی سابق نبودم ، الکی به داداشم گیر میدم ، حوصله هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم ...  العان حدوداً 4 یا 5 ساعته که تو اتاقم ، پشت این کامپیوتر ، با یه اینترنت زغالی ، الکی میگردم تو وب که شاید بتونم یه خورده از فکر این حادثه بیام بیرون ... ولی مثل اینکه قراره امشب تا جایی که می تونه غیر قابل تحمل باشه واسه من...

اوضا اونقده خرابه که تصمیم گرفتم یه خورده بنویسم ... بنویسم که شاید یه خورده جدا شم از این افکار لعنتی!

یه خورده که میرم تو خودم به این نتیجه میرسم که شاید خودمون هم بی تقصیر نباشیم ... چند بار تا حالا از روسیه هواپیمای از رده خارج و دسته دو و سه و چهار خریدیم و به روی خودمون هم نیاوردیم؟ ... حالا وقتی که چرخ های همین هواپیما سالم به زمین می رسه از کاپیتان و مهماندار و... تشکر می کنیم یه لبخند میزاریم گوشه ی لبمون و  و خداحافظ شما ... به قول قدیمی ها که تا حالا هر چی گفتند درست از آب در اومده : از ماست که بر ماست!!!

بعد اون همه درگیری و کشته و زخمی ، وضعیت هوا تو این چند وقته ، وزیر علوم میاد و  می گه : من یکی از نوابغ ریاضی جهانم ... (این آخری درجه مصیبت باریش از اون قبلیا بیشتره)  حالا نوبت توپولف بود که با احساساتمون بازی کنه!ناراحت


پ.ن 1: برای شادی روحشون هر چند تا که دوست داشتی صلوات بفرست

پ.ن 2: من به شدت جوگیرم و وقتی یه اتفاقی میوفته تا یه مدتی تو جو به سر میبرم و وقتی آبها از آسیاب افتاد دیگه هیچ خبری از این جور بحث ها نمی گیرم (امیدوارم مسئولین مثل من نباشند!!!)

   + مودیبا ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()