به مسافرت نمی رویم!!!

از تیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیری...

بعضی وقت ها زمینی ها یهویی جلسه میگیرند و تو اون جلسه یهویی تصمیم به انجام کاری میگیرند ... کاری که امکان داره تکراری باشه و هر سال اونو انجام داده باشند.

تصمیم میگیرند یه جمعی رو که چند ماه پیش ، واسه یه نمایشگاه 5 روزه ای زحمت کشیدند و عرق ریختند و فسفر سوزوندند و خسته شدند ، به یه مسافرت کوچولو ببرند ، که بهش میگن صفا سیتی !!!

اصلا معلوم نیست چرا زمینی ها واسه نمایشگاه هایی که فقط قراره 5 روز برگزار باشه این همه زحمت میکشند و عرق میریزند و فسفر میسوزونند و خسته میشن؟!!!

زمینی ها هدف هم واسه تصمیماتشون معین میکنند ، هدفشون هم اینه که خستگی رو از تن بچه های نمایشگاه بیرون کنند ... ما هنوز نفهمیدیم که یه مسافرت ، اونم با یه موجود 4 چرخ که خود زمینی ها بهش میگن : اتوبوس ؛ چطور میتونه خستگی رو از تنشون بیرون کنه؟!!!

زمینی ها یه جلسه ی دیگه ای برگزار میکنند و یه تصمیم جدید میگیرند , تصمیم میگیرند تا هر کسی که دلش خواست بتونه باهاشون به مسافرت بره ...

با اضافه شدن افراد هیچ کاره در نمایشگاه ، به لیست مدعیان شرکت در مسافرت ، هنوز مشخص نشده این سفر مخصوص بچه های نمایشگاهه یا ...؟

زمینی ها واسه این که تصمیمشون رو به اطلاع همه ی اهل محله برسونند از یه الگوریتم خاص پیروی میکنند ، از پشت یه موجودی دهن گشاد و گرد ، که خود زمینی ها بهش میگن بلندگو ، داد میزنند و کلی آلودگی صوتی ایجاد میکنند ، که بگن : اهالی محترم ، قراره بریم مسافرت ، اونایی که دوس دارن بیان 25000 تومان برن و بدن به سید محمد!!!

ما هنوز نتونستیم بفهمیم منظور زمینی ها از سید محمد ، همون سید محمد ، بقال سر کوچه هست؟ یا اون سید محمدی که تو اداره پست کار میکنه؟ ، شاید هم اون سید محمدی که یه زمانی رییس جمهور این نقطه از زمین بوده ... !!!  ( فکر های سیاسی نکنید...لطفاً )

ما هنوز نفهمیدیم که زمینی ها چه طور بین این همه اسمی که تو دنیاشون وجود داره ، همش از اسم های تکراری استفاده میکنند که نتیجش بشه ، بوجود اومدن سید محمد ها ... چرا از اسم های تک و ناب استفاده نمی کنند؟ مثل مودیبا!!!

زمینی ها تو جلسه ی دومی که برگزار می کنند ، زمان حرکتشون رو هم مشخص می کنند ، "20 شهریور" که بعداً به "23 شهریور" تغییرش میدهند.

علت تغییر تاریخ سفر ، در دست بررسی است.

بعضی از زمینی ها که وبلاگ دارن ، تو وبلاگشون مینویسند که قراره یه هفته نباشند ... و بعضی های دیگه که وبلاگ این آدما رو می خونند ، باهاشون خداحافظی میکنند و برای صاحب وبلاگه کامنت میزارن و میگن که سوغاتی یادت نره ، دلم واست تنگ میشه و ... از این جور کامنت ها!!!

زمینی های زیادی واسه بیست و سوم ، آماده شده بودند!!!

آخرین تحقیقات ما نشون میده که ، زمینی ها از شنیدن بعضی اخبار شوکه میشن و واسه همینه که به بعضی های دیگه بد و بیراه میگن ...

خبری که روز بیست و سوم تو محله پیچید و باعث شد بعضی ها به بعضی های دیگه بد و بیراه بگن ، این بود : به مسافرت نمیرویم!!!

ما به این نتیجه رسیدیم که زمینی ها:

1)هر وقت که دلشون بخواد در مورد پروژه ای خاص جلسه میگیرند

2)به بدترین حالت ممکن اطلاع رسانی می کنند

3)تصمیماتشون رو آپدیت می کنند

4)زمانی رو مشخص میکنند برای تکمیل پروژه ؛ که معمولا قابل تمدیده

5)اشخاصی که در یک پروژه فعالیت دارند ، معمولا دارای نام هایی مشابه هستند (سیدمحمد ها)

6)بعضی ها باعث میشن که بعضی های دیگه الکی دلشون به بعضی مسائل خوش بشه

7)با شنیدن اخبار جدید شوکه میشن

8)معمولا به هم بد و بیراه میگن

9)معمولا پروژه هاشون نیمه کاره رها میشه


تماس ، فــــرت

   + مودیبا ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()