تا حالا شده...؟!!!

سلام!

تا حلا شده به کسی سلام کنی؟
تا حالا شده سلام کردن رو فراموش کنی؟
تا حالا شده اولی باشی تو لیست حضور و غیاب؟
تا حالا شده امتحان بدی؟
تا حالا شده بری سر جلسه و خودکار نداشته باشی؟
تا حالا شده از بغل دستیت خودکار بگیری؟
تا حالا شده نیم ساعت مونده به تموم شدن امتحان ، خودکار بغل دستیت تموم شه و خودکارش و ازت بخواد؟
تا حالا شده از مراقب خودکار بگیری؟
تا حالا شده از مراقب بخوای که نگاهت نکنه؟
تا حالا شده تقلب کنی؟
تا حالا شده تقلب بدی؟
تا حالا شده نمره هات یکی در میون خوب و بد باشه؟
تا حالا شده بعد از یه ماه انتظار تموم نمره هات بیاد و متوجه شی که تو یکی از دروس بهت نمره ی کمی داده شده؟
تا حالا شده 1 نمره ازت کم شه فقط و فقط به خاطر اینکه  به اون نمره اعتراض داشتی؟
تا حالا شده به استادت زنگ بزنی ولی کسی جوابگو نباشه؟
تا حالا شده بعد از گذروندن هفت خان رستم ، فارغ التحصیل شی؟
تا حالا شده درگیر مشکلات اقتصادی شی؟
تا حالا شده نتونی بری جایی که دوست داری چون پول نداری؟
تا حالا شده یهویی تموم مشکلاتت حل شه؟
تا حالا شده دیوونه ی یکی باشی؟
تا حالا شده فقط و فقط به خاطر 1 نفر بیای نت؟
تا حالا شده اون یه نفر دیگه نیاد نت؟
تا حالا شده بهترین دوستت و در حال ازواج ببینی؟
تا حالا شده ازت به طور خاصی تشکر شه؟
تا حالا شده یکی رو تو خیابون ببینی ولی جواب سلام نشنوی؟
تا حالا شده یکی رو تو خیابون ببینی ولی یه طوری وانمود کنی که انگاری ندیدیش؟
تا حالا شده بعد از 6 ماه فلش مموریت رو از دوستت بگیری؟
تا حالا شده فلش مموریت رو همون دوستت گم کنه؟
تا حالا شده کارشناسی قبول شی؟
تا حالا شده اونقده خوشحال باشی که ندونی چیکار کنی؟
تا حالا شده به خاطر واریز نکردن پول به حساب دانشگاه ، نتونی انتخاب واحد کنی؟
تا حالا شده فقط و فقط 20 واحد برای انتخاب واحد ارائه شده باشه؟
تا حالا شده 5 روز در هفته کلاس داشته باشی؟
تا حالا شده با خودت قرار بزاری که تا بعد تعطیلات نوروز ، نری سر کلاس درس؟
تا حالا شده هر روز از ساعت 6 تا 9 شب بری سر یه کلاس خاص؟
تا حالا شده مجبور باشی 2 ساعت به صحبت های تکراری یه نفر گوش کنی؟
تا حالا شده بعد از 2 ساعت ، یه ربع استراحت کنی؟
تا حالا شده بهد از یه ربع ، یکی دیگه بیاد واسه سخنرانی؟
تا حالا شده همین که رسیدی خونه بیفتی تو تخت خواب؟
تا حالا شده مثل دیوونه ها ، دیوونه شی؟
تا حالاشده بری بهزیستی؟
تا حالا شده نتونی بری بهزیستی؟
تا حالا شده چون نتونستی بری بهزیستی ناراحت باشی؟
تا حالا شده تو بهزیستی جشن بگیرند و تو هم دعوت باشی؟
تا حالا شده به خاطر بهزیستی یکی از همون کلاس های خاص رو جیم کنی؟
تا حالا شده در راه برگشت تصادف کنی؟
تا حالا شده پای سمت راستت کبود باشه؟
تا حالا شده نمایشگاه برگزار کنید؟
تا حالا شده واسه برگزاری نمایشگاه فقط و فقط 5 روز فرصت داشته باشید؟
تا حالا شده به این فکر کنی که پارسال 1 ماه فرصت داشتید برای برگزاری نمایشگاه؟
تا حالا شده که 5 روز را با 1 ماه مقایسه کنی؟
تا حالا شده وقت سر خاروندن نداشته باشی؟
تا حالا شده بیای خونه و کسی خونه نباشه؟
تا حالا شده کلید خونه رو هم نداشته باشی؟
تا حالا شده 45 دقیقه تو کوچه بشینی تا پدرت برگرده خونه؟
تا حالا شده نتونی بیای نت؟
تا حالا شده اکانتت تموم شده باشه؟
تا حالا شده بری مسافرت؟
تا حالا شده دوستات برن مسافرت؟
تا حالا شده واست سوغاتی نیارن؟
تا حالا شده سوغاتی نیاری واسه کسی؟
تا حالا شده کسی از دستت ناراحت شه؟
تا حالا شده از دلش در بیاری؟
تا حالا شده واسه کسی گل بخری؟
تا حالا شده هنوز به مقصد نرسیدی گل و پرپر کنی؟
تا حالا شده دوباره گل بخری؟
تا حالا شده دوباره پرپر کنیش؟
تا حالا شده بیخیال گل شی؟
تا حالا شده نوشابه بخوری؟
تا حالا شده پیشت نوشابه بخورن؟
تا حالا شده ازشون بخوای که مثل شتر نوشابه نخورند؟
تا حالا شده بعد نوشابه از هر سوراخی تو بدنشون به صدا در بیارن؟
تا حالا شده از این کار بدت بیاد؟
تا حالا شده باهاشون دعوا کنی؟
تا حالا شده دندونت بشکنه؟
تا حالا شده بری دندون پزشکی؟
تا حالا شده از آمپول بیشتر از درد دندون بترسی؟
تا حالا شده فشارت بیاد پایین؟
تا حالا شده آب قند بخوری؟
تا حالا شده تموم آب قند بریزه رو لباس و بدنت؟
تا حالا شده تموم لباست بشه چسبناک و شیرین؟
تا حالا شده بری خشکشویی؟
تا حالا شده لباست و بعد از شستشو نشناسی؟
تا حالا شده لباست با یه نفر دیگه عوض شده باشه؟
تا حالا شده خودت بری دنبال  لباست؟
تا حالا شده لباست و پس بگیری؟
تا حالا شده توش 20 هزار تومان پول پیدا کنی؟
تا حالا شده بری و این 20 هزار تومان رو به صاحبش پس بدی؟
تا حالا شده صاحبش بگه این مبلغ باید 30 هزار تومان باشه؟
تا حالا شده از کارت پشیمون بشی؟
تا حالا شده وبلاگ بخونی؟
تا حالا شده وبلاگ داشته باشی؟
تا حالا شده چیزی بنویسی؟
تا حالا شده ندونی چی بنویسی؟
تا حالا شده بهت بگن که چرا آپ نمی کنی؟
تا حالا شده ندونی آپ یعنی چه؟
تا حالا شده تو زندگیت یه دنیا اتفاق جور و واجور بیفته و ندونی از کجاش بنویسی؟
تا حالا شده حس و حال نوشتن نداشته باشی؟
تا حالا شده ...

پ ن: فکر کنم بسه!!!

   + مودیبا ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()